تبليغاتX
علی رضا کرمی - خرم آبادی
حالا من سکوت زخمی انسانم

صدای گمنام درختی دور

وتو اخرین پرنده

حنجره ای خونین داری

دراین منظومه

باسطر سطر گریه

بهشت گم شده

میوه درختانت ممنوع است هنوز

 

+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1386ساعت توسط علی رضا |

ترانه ای بخوان گیاه نو رسته

سرشارجنونی وتشنه گی

ومن از نخستین جرعه مستم

وبادهای عذاب

           بی درخت می وزند

+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1386ساعت توسط علی رضا |

به نگاهم نمی رسی

بهار بی پژواک

ازسکوت تو

نخ بی پایانی

برای ترانه بافتن می خواهم

وافتاب کنار تازه ترین شعر

روی حرف هایم می وزد

 

+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1386ساعت توسط علی رضا

تورا نخستین بار

پرنده ای بی نام

ازان همه شهرسوخته بازشناخت

وبعد باد به پیشوازنی زدنت امد

وهنوزنیامده

درحجم هندسی دیر ترسایان گم شدی

من وخسته گی این شط دل گیر

که زلال دیرینه اش را کدورت گرفته

ومادران هر یک درختی ازقصه اند

بیا وتازه کن فصل درهم ریخته ام را

باواژگانی درنزول

گلوسوزی رقص

کجام می بری بی هیچ سرودی برلب

هزاره فرو ریختن بودا و شفافیت

شاعران وحشت آفرینی و

ترس از سقوط دسته جمعی

با غربیان شراب می زنی

ودرشرق عرفان مزمزه می کنی

جهانی بی هیچ التجاع

بیا وبه نام دریا

             طوفان کن

+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1386ساعت توسط علی رضا |

با بوی پرنده وپونه

سپیده دم

زنی است که از کنار پنجره می گذرد

وبا هلهله میخک وسیب

صفی از دختران  درزلالی رودعروس می برند

عطر اقاقیا می وزد

نارون به عشق شیفته ام می کند

ودربهار خرم اباد

به دست افشان کودکان

پیراهنی از بادها دارم

وخیابان را می گردم

شهر در بستر اردی بهشت ارمیده است

اندوهم را به نسیم گره می زنم

واز عشق گرمی گیرم

+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1386ساعت توسط علی رضا

درشعر دوره مدرنیته ایران این که شاعران چه بگویند ومردم چه می خواهند دوره فترت وبه قولی دوره بحرانی شعر فارسی را رقم زده است.بازبان باخته گی درشعر نیز مواجه ایم وشعرگریز ازبی معنایی به معنا است.

وبه جوهره شعر اندیشیدن. نه به تکنیک. البته نه با معیارهای پست مدرن که مکتبی زودگذراست

بایدبه دنبال مکتبی تازه بود

+ نوشته شده در بیست و پنجم فروردین 1386ساعت توسط علی رضا

          هنگام رحیل هم ره باد برو 

          از خاطره های من نا شاد برو 

          هشدار در این خرابه بیتو ته نکن

         تنها بهل این غریب و از یاد برو

             

           

 

+ نوشته شده در بیست و سوم فروردین 1386ساعت توسط علی رضا |

شعر من در گره خیال و عا طفه و تصویر طبیعت کوه و درخت و رود با آرمان های انسان دوستی و جهان وطنی عار فانه است و شاعر نهاد نا آرام  جهان است همان گونه که او کتاویو پاز گفت : "هر اتاقی مرکز جهان است "
+ نوشته شده در بیست و سوم فروردین 1386ساعت توسط علی رضا |