تبليغاتX
علی رضا کرمی - خرم آبادی
هلا یا هو برا ای ماه نو ای شمس  تبریزی

چه می ترسی پروبالت بسوزد فتنه انگیزی

نه من تابت نمی آرم ودنبالت نخواهم کرد

هلاای عشق رودی تازه از باران پاییزی

واین جا مردمی از مهربانی شعرها دارند

وافسونشان نخواهد کرد جنگ هیچ چنگیزی

قلندر باز یاهو کن برا چرخی بزن یاهو

سکوت سرد بس کن هین که پر آشوب برخیزی

هلا یا هو علی مولای درویشان صدایم کن

برقص ای شعر ای شاعر که از این عشق لبریزی

پر از اشک است وآه بی نوایان روز گار سنگ

بیا اسطوره پا کی که خون دیو می ریزی

 

 

نقد کتاب اشراق در بی شمسی به قلم اینجانب وبه لطف دوستان عبدالرضا شهبازی و احمد بیرانوند

در وب های اشراق در بی شمسی و کتابداری لرستان ارائه گردیده و......

+ نوشته شده در بیست و ششم آبان 1386ساعت توسط علی رضا

فرعون

سریر سلطه می جوید

تا بر بی حسی شن ها فرمان روا باشد

وبردگان در خیالشان

ستاره های پنهان خیز بر می دارند

پیامبران رهایی

وسرزمین عود وکندر

که در ماسه بیابان هایش صیحه می کشد

وانسان سرود جاودانه گی می بافد

با چه کلاف بی پایانی

آه

لبان خشکیده

شیفته گان شوکران

به شکل کدام ستاره شکسته اید

پیاله های خالی شراب

ساعت های روز از حرکت باز می ایستند

دری به هیچ سوی جهان گشوده نیست

باد از کجا خواهد وزید

آسمان راکدو افسانه نزول عذاب

سرزمینی بی روح

زمانه ای بی گریه تر از این روزگار

ودخیل بلندو اسبان عاصیان

**

نیمی از کودکان جهان

چشم به راه تو دارند

                     مریم عذرا

که آب ستاره ای دور

برای شفا می آوری

آه همه پیام آوران

در بازی آفتاب و شن ریزه ساحل

درآمد وشد موج ها

دریا زدگان را تنها می گذار ید

***********************************************************

وقیصر امین پور شاعر لر بختیاری (گتوند)در یازده ای که رفت وخود این مرگ را پیش گویی کرده بود

لحظه عزیمت تو نا گز یر می شود

آه ای دریغ و حسرت همیشه گی

ناگهان چقدر زود دیر می شود

 

 

+ نوشته شده در دوم آبان 1386ساعت توسط علی رضا |