تبليغاتX
علی رضا کرمی - خرم آبادی

محله قدیمی پشت با زار خرم آباد محل تولدمن این روزها باوجود بافت فرسوده اش کسی به فکر بازسازی آّن نیست.

+ نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1386ساعت توسط علی رضا

 آبشار و آبادی کوچک وارک در جنوب شرقی  خرم آباد زادگاه نیا کان ما است که گو یا از دوره رضا شاه از این جا به خرم آباد آمده اند وامروزه کمتر از ده خانوار سکنه داردوخاستگاه دو طایفه درو یشوند و مالز یری در لرستان است

+ نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1386ساعت توسط علی رضا

پست مدرن تاریخ را نفی می کندوانکار گرااست وباهمه ادعای نوگراییش چیزی شبیه آنارشیسم هرج ومرج طلب پس از جنگ جهانی است

پست مدرن در نبرد با مفاهیم انسان گرایی ونفی تاریخ نا خواسته به ثبات تکثر گرایی وفرهنگ نقدوبازبینی کمک کرده است

این که پست مدرن ها گفته انددیگر ستمی نمیرودتاقیامی صورت گیردرا یورش آمریکا به عراق وافغانستان وقیام این مردم برعلیه امپریالیسم نفی کردسیاست پست مدرن با هنربرای هنر وادبیات پست مدرن بی ارتباط نیست.

همه چیز به سمت بی معنایی پیش رفته وهنر برای هنر دیگر باره نمود گرفته است.

آیا پست مدرن وهنر بازاری زبان بازی و ساختار شکن همان ادبیات خاموشی وخوشایند غربی ها برای مانیست تابگویند دیگر شرقی ها حرفی برای گفتن ندارند آیا اقبال پست مدرن های آمریکا به مولانا

خود بیانگر این نیست که باز یهای زبانی مولانا فراتر از پست مدرن امروز مارا به بطن معانی وهرمنوتیک وتاویل پذیری متن می برد

 

این هم یک نقاشی پست مدرن.....؟

+ نوشته شده در بیست و یکم آذر 1386ساعت توسط علی رضا |

پرندگان از گرمسیر جنون می آیند

واسبی که شیهه کشان

ازآتش بازی رم می کند

خاطره ای تلخ را می انگیزد

سواره ای ازتبار خود دل کندو رفت

ودیگر درمهتاب شب

چکاوکی از خاطر کهکشان و زیتون

                                         آوازی نخواند

اکنون زنان کبودپوش

وحشت را اگر به نماز بایستند

کودکان که سکوت راتاب نمی آورند

زیتون ومیخک ترنم می کنند

آنان به روشنایی شیفته

وازتبار آیه های تکلمند

درتازگی نهال جریان دارند

وتواز مهد اعصار می آیی

با عطر خنک پونه

چشم هایت در صراحی شب رندان

وهراس تشنه گی گوزن

که درشقیقه ات موج میزند

واسبان لگام گسیخته

 سم بر سپیده ماه می کوبند

آه افسونی سرخ پوشان کولی

اولین قطره خون شهیدان غرناطه را

لبریز چکاچک شمشیر ترانه میکنی

+ نوشته شده در بیست و یکم آذر 1386ساعت توسط علی رضا

جهانی از گرسنه گی وفقر و جنگ .جهنم جنوب وشمال اشباع شده از غارت همین جنوب .وچارلی که در فیلم هایش فقیر نوازی می کرد
+ نوشته شده در بیست و یکم آذر 1386ساعت توسط علی رضا |

در گذر از هزا ره های ماد وپارس در گستره غرب ایران تا غبار فراموشی در دوره اسلامی این حس همدلی و یکی بودن وارثان این اقوام را زیر سوال می برد چنان که هر طایفه کوچک از این با زماندگان خود را قوم مستقل می بیند واین در حالی است که در دوره اسلامی کرد را به معنای کوچ رو و چادر نشین از آ نا تولی تا زاگرس ولر را از زاگرس میانی تا بوشهر مردمانی دارای  اقتصاد شبانی  ذکر کرده اند اهم از محدوده لر کوچک لر ستان وایلام امروز و لر بزرگ با مرکزیت ایذه شهرهای شرق خوزستان وبختیاری و بویر احمد......پس از  این تعصب های بیهوده برای مستقل دانستن بعضی طوایف این محدوده تاریخی چیزی  جز  ضربه زدن به وحدت ملی این امت واحده به بار نمی آید

+ نوشته شده در ششم آذر 1386ساعت توسط علی رضا |

کجا می روی مادر

فراسوی شب وسایه بیگانه

یاکه اشباح دریا زده

تاهزاره ها پیش از خیال زرتشت

قلب همه خاک را کاویده اند

گیسو پریشان باد اینجا خانه ات نیست

عقاب ایستاده برصخر ه

سینه شکافته از گلوله ام ببین

دستم را بگیر مادر

بادامنی از دل واپسی دریا چه طعمی داری

                                                 آزادی

- دریا خفتن گاه تواست پسر

کناره سکوت وآتش نگاهت

خود را از یاد میبرم

وسیگار لبم را می سوزد

                           ترانه جاری

جاودانه می شوی شکوه ملتی بزرگ

                                                درخت بارور

وببین دستم از خنکای ستاره تر شده

+ نوشته شده در سوم آذر 1386ساعت توسط علی رضا |