برای روح موسیقی در خرم آباد
۰(علی اکبر شکارچی)
روشنای صدایت کنار ماه شعله ور
وآماس دریایی دور
از تراوش نگاهت
نه کودکی خاک وبازی را به خاطر داری
ونه رفتن پیاپی هم تباران را
خواهش تاریک پرنده وهیچ چیز دیگر روحت را
تکان نمی دهد
وآفتاب کال آن روزها که ازسکوت لحظه ها می سرودی
وآهسته آهسته از خیالات کوچک دور می شدیم
وحالا چقدر از تنهایی پرنده لبریزند
دشت های تشنه همهمه
اسب و اندوه سواره ای
حتی شبحی از کودکی تلخ خاک
که میل تاختن دارد
حالا رود و بلوط را بنواز

اجرای علی اکبر شکارچی در جشنواره موسیقی فجر ۱۳۸۶