تبليغاتX
علی رضا کرمی - خرم آبادی - به جستجوی تو

صدای لحظه های سرشار وهم می آید

اندوه کدام قصه می چشانی ام

که ازاین پیاله آواز ققنوس می شنوم

مرا از مسیر درختان حماسه عبور می دهی

رگ های طنین تو خونی باستانی دارد

وزندگی تشنه کلامی است

چیزی بگو مسافر

ازتفسیر زیبای پدیده ها

کنار این حس 

وتوحیران ماه بی تغزل

به آهنگ گیاهی ناشناس دل داده ای

چه ساده مرا شعله ور اسطوره می خواهی

ومن سیاوش لحظه های پاکی ام

در غفلت لحظه هایی که عبور زندگی است

                                                راه را می شناسم

ردپای توراکودکان بی قایق مصر بر کناره نیل دیده اند

باد از لای شاخه های نارنج صدایت میزند

چیزی با آب زمزمه می کنی

که خاطرت از تشنه گی ستیز رها شود

وبادها هیچ رازی ازنیستی نمی گویند

نه این بادها بوی بابونه نمی دهند

ودست های احساس

کنار خاک زیتون زار

به خواب مرگ رفته اند

ببین نخل های بصره

چقدر به گویش بدوی ات تشنه اند

 

 

 

+ نوشته شده در سیزدهم بهمن 1386ساعت توسط علی رضا |